Teaching English as a Foreign Language 

http://KALID.ir

Subject Matters

Archive

Extra Pages

Statistics

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • این ماه :
  • ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :

113- خبر 6

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. حالتون؟ احوالتون؟

تا حالا واسه اینکه متفاوت باشید یا اینکه بخواهید ثابت کنید متفاوت هستید چه کرده اید؟یا چه هزینه هایی را پرداخت کرده اید؟ یا تا به حال نشنیده اید بقیه افراد چه بهایی را برای متفاوت بودن پرداخت کرده اند؟

یا اصلا یه سوال دیگه. تو چه چیزهایی باید متفاوت بود؟ یا میشه متفاوت بود؟

خبری که امروز می خونیم یه چیز ساختگی نیست. یه مطلب واقعی است از ستاره های سینما که چه ها نمی کنند که بگند من متفاوتم.

خبر را به صورت چند پاراگراف خدمتتون ارایه می کنم . و بعد از هر پاراگراف کلماتی که شاید یه مقداری سخت باشه را معنی می کنم. اما انگلیسی. اما آخر سر معنی فارسی را هم میگم. آخر مطلب.

1. Who hasn’t heard a celebrity baby name and said: “What were they thinking?” Hollywood headliners have a knack for choosing wild names. We all remember Gwyneth Paltrow’s Apple, Penn Jillette’s Moxie Crimefighter, and Jason Lee’s Pilot Inspektor (arguably the craziest of the crazy names).

a) celebrity: someone who is famous, especially in the entertainment business

b) headliner: the main performer

c) have a knack for sth: a skill or an ability to do something easily and well

2. And maybe that’s the point. A truly unique name says "my baby is one-of-a kind" like nothing else can.

a) unique: being the only existing one of its type or, more generally, unusual or special in some way

b) one-of-a kind: to be very unusual and special

3. “Celebrities live in an alternate universe from the rest of us. They’re creative and enjoy the attention the spotlight brings. By choosing unusual names, they’re saying something about themselves and what they want for their children,” says Linda Murray, editor in chief of BabyCenter.

a) alternate: describes things that are considered to be unusual

4. So who were the winners and losers in this year’s celebrity baby-naming competition? BabyCenter asked 2,000 moms to vote on the best and worst celebrity names of the year and the results are in.

a) competition: when someone is trying to win something or be more successful than someone else


5. Chef Jamie Oliver takes the prize for wackiest name of the year with Buddy Bear Maurice, while actor Mark Wahlberg wins the popularity contest with the classic Grace Margaret.

a) Wacky: unusual in a pleasing and exciting or silly way

6. Craziest Celebrity Baby Names of 2010


1. Buddy Bear Maurice (Jamie Oliver & Juliette Norton)
2. Egypt Daoud (Alicia Keys & Kaseem Dean, aka Swizz Beatz)
3. Cosima Violet (Claudia Schiffer & Matthew Vaughn)
4. Axel (Will Ferrell & Viveca Paulin)
5. Krishna Thea (Padma Lakshmi)

a) aka:  abbreviation for also known as: used when someone has another name

7. Favorite Celebrity Baby Names of 2010

1. Grace Margaret (Mark Wahlberg & Rhea Durham)
2. Harper Grace (Neil Patrick Harris & David Burtka)
3. Aviana Olea (Amy Adams & Darren Legallo)
4. Olivia Marie (Lance Armstrong & Anna Hansen)
5. Bryn (Bethenny Frankel & Jason Hoppy)

102- 1100 Words

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض وقت بخیر خدمت هموطنان گل. مطلب امروز به بررسی کلمات کتاب 1100 واژه اختصاص داره.

پیش از اینکه برم سراغ کلمات امروز یکم می خواستم درد و دل کنم. کاش این کتابفروشی های تخصصی یکمی سواد زبان داشتند. این صحبتی که من الان دارم مربوط به شهر اصفهان که از اونجا کتابهای خودم را می خرم ممکنه تو شهرهای دیگه وضعیت اینطوری نباشه. البته کتابفروشی هایی هم هستند مثله اقای دهقان و آقای امیدان که واقعا در امر زبان های خارجی کار کردند و میشه روی راهنماییشون حساب کرد. تا یادم نرفته این کتاب را بدون داشتن پیش زمینه قوی لغت هرگز اغاز نکنید.

 توی چند تا از نظرات بی نام چندتن از خوانندگان محترم بی  نام و نشان فرموده بودند که تلفظ کلمات را هم بنویسید. از امروز این کار را شروع کردم. فقط بفرمایید در اکسپلورر شما خوانا هست یا نه؟ یا اینکه اجق وجق نشان می ده.

از همه اینها که بگذریم می رسیم به کلمات کتاب 1100 هفته دوم. روز چهارم با تلفظ براساس لانگمن. معنی انگلیسی و فارسی و مترادف  و همچنین نوع کلمه.

1. Avid:   /`ævɪd/  (adjective)  doing something as much as possible

  مشتاق ، بسیار علافمند، حریص، تشنه keen, enthusiastic, passionate, eager, devoted, ardent, fervent

2. Cajole:   /kə`dʒoʊl/      (verb)    to persuade someone to do something by praising him/her or making promises to him/her

زبان بازی، چرب زبانی= coax, persuade, wheedle, entice, sweet-talk

3. Rudimentary:   /rudə`mɛntri/  (adjective)  very simple and basic  

  ابتدایی، مقدماتی، ناچیز basic, elementary, simple, undeveloped, fundamental, primary

4. Enhance:  /ɪn`hæns/ (verb)    to improve something   

 افزابش دادن، بالا بردن، بهبود بخشیدن   improve, augment (formal), add to, increase, boost, develop, enrich, heighten

5. Nuance:   /`nuɑns/   (noun)    a very slight difference in meaning, color, or feeling

تفاوت بسیار کم، اختلاف ناچیز = shade, tone, gradation, distinction, tinge, hint, degree, touch, trace, note

 

حالا با توجه به این کلمات خوشگل متن زیر را بخوانید.

You've Got To Be a Football Expert

As an avid football fan, I try to see every game the Jets play. Whenever I can cajole my father into accompanying me, I try to do so. He has only a rudimentary knowledge of the game, and since I am steeped in it, I enjoy explaining its intricate details to him. It certainly does enhance your appreciation of football when you are aware of every nuance of the sport.

Sample Sentences

Use the new words in the following sentences. You may have to change the ending of a word.

1. Since my grasp of algebra is __________, I cannot solve the problem.

2. The parakeet refused to be __________ into entering her cage.

3. It will __________ your enjoyment of an opera if you know what the plot is about in advance.

4. In reading the satires of Jonathan Swift, one must be vigilant in order to catch each __________.

5. Bill Clinton is an __________ reader of mystery stories.

 

Definitions

Match the new words with their meanings.

6. avid                 ____ a. eager

7. cajole              ____ b. slight variation in meaning, tone, etc.

8. rudimentary    ____ c. coax

9. enhance        ____ d. intensify, heighten

10. nuance        ____ e. elementary

Today's Idiom

TO BEARD THE LION IN HIS DEN :to visit and oppose a person on his own grounds

کلمه DEN همون خونه حیوانات می شه. پس معنی و منظور از این اصطلاح اینه که بری به جنگ شیر اما تو خونه خودش.

Having decided to beard the lion, I stormed into the manager's office to ask for a raise.

100- IDIOM

یک شنبه18 مهر 89

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. در مطلب شماره 91 اصطلاحاتی را گفتم که کاربردشان در مواقعی بود اوضاع به وفق مراد پیش می رفت. مطلب شماره 96 برعکس بود مال وقتایی بود که اوضاع یکمی نا مساعد بود. اما مبحث امروز در مورد مواقعی است که اوضاع گیج کننده است و چیزی نمی فهمیم. البته توضیحش به انگلیسی است . تا بعد یا حق

When she said her name was Bloor it threw me completely. ( I did not know how to respond)

The event he organized was complete shambles. ( a totally disorganized event)

It’s a mystery to me, how people know my private life. ( something that I cannot understand )

I am sorry we must have got our wires crossed. ( a miscommunication/ a misunderstanding)

We can’t see the wood for the trees.( too much detail prevents us to see the overall situation)

99-1100: Second Week/Third Day

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و صبح پنج شنبه همگی بخیر. شکر خدا من هم خوبم. هوا هم خوبه. دم صبح یکمی سرد هست که بفهمی زمستون تو راهه.آب زاینده رود هم می گن خوبه. من که جمعه گذشته رفتم و جای همتون خالی. جدا صدای آب صدای حیات. امروز کلمه داریم. کلمات کتاب 1100 هفته دوم. روز سوم. چند وقت پیش رفته بودم جنگل. بله کتابفروشی جنگل. حدودا چهار تا ترجمه از این کتاب موجود بود. یاد یه خاطره افتادم. سال 85 یا 84 بود که بدجور کرمم گرفته بود که کتابی ترجمه کنم و ... . دنبالش رفتم. کتاب را انتخاب کردم. بعد با چند تا ناشر صحبت کردم. یکیشون که آدم خیلی جالبی بود گفت چون شما تازه کار هستید کتاب شما را کسی زیاد نمی خره واسه همین ریسکش زیاده. در نتیجه خودت پولش را بده ما برات چاپ می کنیم اگر خوب فروش رفت کتابهای بعدی و چاپهای بعدی حق ترجمه را بهتون پرداخت می کنیم. در ادامه گفت زیاد هم خودت به زحمت ننداز. ( اون موقع کتاب" کی پنیر منو برداشته" تو بورس بود) . همین کتاب را بردار. یه دونه " از " را تبدیل به " به " کن و اسم خودت را بزار روی کتاب. گفت خیلی از اینها هم همین کار را کرده اند.

قصد توهین به مترجمهای محترم را ندارم. چون اونهایی که مترجم هستند خودشون درک می کنند اونهایی هم که نیستند هارت و پورت می کنند. این هم" از کرامات شیخ ما /مشت را وا کرد و گفت یه وجب" باز هم نقل قول از جناب آقای پروفسور تحریریان. ایشان خودشان بی اطلاع هستند اما من واقعا شیفته اخلاق و منش و خضوع ایشان هستم. به قولی" استاد دوست داریم". بگذریم از این خاله شادونه بازیها.

هفته دوم روز سوم:

New Words

1. Pretextبهانه، عذر، دستاویز:   excuse, cause, con, ploy, ruse, grounds

2. Fabricateجعل کردن، تقلید کردن، سر هم کردن، بافتن :  invent, fake, make up, concoct, dream up, trump up, cook up

3. Adroit: زرنگ، زبردست، چالاک،    skillful, skilled, nimble, practiced

4. Gesticulate: با سر و دست اشاره کردن/فهماندن    gesture, wave, signal, wigwag, motion, sign

5. Vigilant: مراقب، هوشیار، حساس، گوش به زنگ    watchful, on your guard, attentive, alert, wary, cautious              ≠ slack

خوب این هم 5 تا کلمه امروز. یه داستان جنایی بخونیم ببینیم این کلمات به چه کار می آیند.

Dr. Jekyll or Mr. Hyde?

Under the pretext of being a surgeon he gained entry to the hospital. When interviewed by the director, he had to fabricate a tale of his medical experience, but he was so adroit at lying that he got away with it. It was not until the phony "doctor" began to gesticulate wildly with his scalpel, that a vigilant nurse was able to detect the fraud. In the annals of medical history there have been a number of such cases.

با کلمات جدید این جاخالیها را پر کنید.

1. The shootings at Columbine High School made educators much more ________,

2. My nephew is quite __________ at making model airplanes.

3. Most fisherman can __________ a story about the size of the one that got away.

4. Her __________ of being tired did not fool us for an instant.

5. I often marvel as I watch the traffic officer __________ at the onrushing cars.

Definitions

Pick the letter of the definition that matches your new word and write it in the answer space.

6. Pretext            ____ a. to lie; to construct

7. Fabricate        ____ b. skillful

8. Adroit            ____ c. an excuse

9. Gesticulate      ____ d. watchful

10. Vigilant        ____ e. move the arms energetically

Today's Idiom

a wet blanket  one who spoils the funآیه یاس، ضد حال،                 

Everyone wanted the party to go on, but Ronnie, the wet blanket, decided to go home to bed.

93- Second Week/ Second Day

NEW WORDS

1. Furtive: دزدکی، پنهانی، یواشکی، مخفیstealthy, secret, sly, sneaky         ≠ open

2. Felon: تبهکار، جانی، آدم بده  criminal, murderer, offender, thief, killer, robber

3. Plethora: ازدیاد، جمعیت کثیر mob, overabundance, murderer, offender, thief, killer, robber

4. Hapless:بیچاره، بدبخت، نگون بخت unfortunate, unlucky, luckless, ill-fated, wretched, miserable, doomed                             ≠ fortunate

5. Irate:خشمگین، غضبناک  angry, unlucky, luckless, ill-fated, wretched, miserable       ≠calm

خوب، حالا که معنی کلمات جدید را بلد شدید این داستان خوشگل را هم بخوانید. با توجه به کلماتی که تا حالا یاد گرفتیم.

If I Had the Wings of an Angel

Casting a furtive glance over his shoulder, the felon slipped out the main prison gate to be swallowed up in the British fog. A plethora of escapes from supposedly secure prisons embarrassed the hapless wardens. To compound their problems, the officials were badgered by irate citizens who accused the guards of accepting bribes from convicts whose motto was: "Stone walls do not a prison make, nor iron bars a cage."

Sample Sentences

Use the new words in the following sentences.

1. The __________ contest winner was unable to locate the lucky ticket.

2. My uncle was __________ when the drunken driver swerved in front of us.

3. In a __________ manner she removed her shoes and tiptoed up to her room.

4. When the teacher asked why the homework had not been done, he was greeted by a __________ of incredible alibis.

5. Since the boss learned that Bob associated with a known __________, he fired him.

Definitions

Match the new words with their meanings.

6. Furtive           ____ a. angry, incensed

7. Felon             ____ b. a person guilty of a major crime

8. Plethora         ____ c. unfortunate

9. Hapless          ____ d. excess

10. Irate             ____ e. secret, stealthy

Today's Idiom

Pyrrhic victory

اسم این یکی پادشاه بوده "پیروس" که یه پادشاه یونانی بوده. این بنده خدا تو یه جنگی پیروز می شه اما تلفات بسیار زیادی متحمل می شه. لذا به پیروزی که به خاطرش صدمات و خسارات بسیاری ببینیم می گویند....

=    A too costly victory (King Pyrrhus defeated the Romans but his losses were extremely heavy)

In heavy fighting the troops managed to recapture the hill, but it could only be considered a Pyrrhic victory.

59- First Week /Fifth Day

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. تا حالا چهار روز را پشت سر گذاشتیم از هقته اول. روز پنجم و ششم و هفتم هر هفته اختصاص داره به بررسی آموخته های روزهای گذشته. البته من خودم تا یه حدی با نوع آزمون گرفتن کتاب مشکل دارم. اما چون می خوام روند کتاب را ادامه بدم پس ادامه می دم. امروز بررسی هفته اول.

Review Words Definitions

 1. abound                    a. to be completely soaked in something

 2. annals                     b. to be able to tell what will happen in the future

 3. automaton              c. someone's special field

 4. badger                    d. to continually nag

 5. compound              e. carelessly chosen

 6. drudgery                f. related to science of engineering

 7. eminent                 g. to add to

 8. implore                  h. beg for assistance

 9. indiscriminate        i. of outstanding reputation

 10. interminable         j. a mature woman

 11. matron                  k. small amount of

 12. paradox                 l. dull, difficult work

 13. perceive                m. desiring huge amount

 14. prognosticate        n. existing in great number

 15. realm                    o. historical records

 16. replete                  p. to come to have an understanding of

 17. steeped                 q. completely filled with

 18. technology            r. machine that behaves like a person

 19. tinge                      s. seemingly self-contradictory situation

 20. voracious               t. unending

Idioms

 21. to eat humble pie                           u. a blind item; poor purchase

 22. a pig in a poke                                v. admit to defeat

 23. a flash in the pan                           w. a star today, a flop tomorrow

 24. to pour oil on troubled waters        x. to try to make peace

کار مفیدی که می شه تو این سه روز آخر هر هفته انجام داد اینه که کلماتی که مشکل داریم را یادداشت کنیم و در برنامه هفته بعدمون قرار بدیم که مشکلش برطرف بشه. یا حق

55- First Week /Third Day

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. امروز ترم موسسه تمام شد.... نه تمامش کردم. چون باید به لطف خدا و کرمش یه مسافرت برم. مطالب را می نویسم. اما نمی رسم رایانامه ها و نظرات را جواب بدم. ان شاءالله وقتی برگشتم. تو این شبهای عزیز عظیم همه را دعا کنید. بخیل نباشید. نویسنده این مطالب را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید.

توضیح شماره 4: اگر این فعل را تلفظ کنیم " کم پاند " با کسره زیر ک همین معنی را می ده. اما اگه تلفظ کردیم " کام پاند" می شه مخلوط کردن، میکس کردن.

1. Paradox:تناقض، تناقض نما contradiction, enigma

2. Realm:حیطه، قلمرو، متصرفات، کشور country, territory

3. Annals:وقایع سالیانه، اخبار سال records, chronicles

4. Compound: وضع را بدتر کردن، اوضاع را وخیم تر کردن aggravate, worsen, add

5. Tinge:عطر، بو، رگه، ته رنگ trace, bit, hint, tint, nuance

Definitions

If you are having trouble in picking the right definitions, it may be best not to do them in the order given, but to do the ones you are surest of first.

Paradox                  ____ a. a trace, smattering, or slight degree

Realm                    ____ b. a statement that at first seems to be absurd or self-contradictory but which may in fact turn out to be true

Annals                   ____ c. to increase or add to

Compound(v.)       ____ d. historical records

Tinge(n.)               ____ e. special field of something or someone; kingdom

Today's Idiom

a flash in the pan  promising at the start but then disappointing

تلاش نا پایدار، کوشش گذرا، اول یه کار آدم خیلی داغه اما بعد دیگه دل به کار نمی ده

The rookie (تازه کار) hit many home runs in spring training, but once the season began he proved to be a flash in the pan.

50- یک هزار و صد تا

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. وقتتون بخیر. شنبه چطوره؟ خوبه؟ ماه به نیمه رسید /   چشم به راهیم هنوز

یه کتابی هست که بین زبانیها به اسم 1100 معروفه. چی هست؟ یه کتابیه که توش 1100 لغت ناقابل خوشگل را معرفی کرده با مثال. این کتاب را چند سال پیش خریدم و یکی از دوتسان اومدند از من قرض گرفتن که پس بیارن بعد از مدتی. بعد از قرنی پس نیاوردند و من هم یادم نیست کی بود. البته اشتباه اول را خودم کردم که کتاب را بهش دادم. نه؟ شما چی فکر می کنید؟

بگذریم. فایده این کتاب چیه؟ اول از اسم کامل کتاب شروع می کنیم: 1100 Words You Need to Know . می بینید که می فرماید 1100 لغت که نیاز دارید یاد بگیرید. عزیزانی که می خواهند ارشد زبان شرکت کنند حتما باید با این غول سفید هزاره دوم میلادی نبردی سخت انجام دهند. ویرایشی که من الان از این کتاب در اختیار دارم مربوط به سال 2000 میلادی است. کتاب توسط انتشارات Barron’s منتشر شده. البته به لطف و مرحمت قانون "کپی کشک کیه " توسط ناشران متعددی در ایران چاپ شده. در صفحات آغازین کتاب مطالبی مفید درباره کتاب هست. از جمله این که کل لغات مورد بحث 920 بیشتر نیست و علاوه بر این 200 اصطلاح کاربردی هم بحث شده. در ادامه کتاب

مدعی شده که این حجم را می تونید در طول 46 هفته فرا بگیرید. اونم روزی 15 دقیقه. که به عقیده بنده کاملا صحیح گفته.

ساختار این کتاب همانطور که گفتم به این صورته که روزی 5 تا کلمه جدید درس می ده. بعد این کلمات را توی یه متن بکار میبره. همه را با هم که همچین جا بیافته تو ذهن آدمی. بعد میاد جاخالی میده. می گه که جاخالی را با این کلمات امروز پر کنید.

نکته جالب اینه که تا اینجای کار حرفی نبوده که این کلمه معنی اش می شه این. و زبان آموز خودش باید با استفاده از اون متن و این جاخالی ها معنی را درک کنه.

مرحله بعدی درس اینه که یه تمرین جور کردن ارایه می شه. اینجا دیگه تعاریف کلمات ارایه شده و با استفاده از چیزی که تا حالا به دست اومده باید جور کنیم. و سرانجام درس هر روز یک اصطلاح با معنی و متن مربوطه است. در 15 دقیقه. آدم یاد راهنمای پشت ماکارانی می افته.

البته کار به همین جا ختم نمی شه و در فواصل معینی آزمونهای مروری در کتاب هست.

خوب. حالا که چی؟ به امید خدا از امروز شروع می کنم به بررسی کلمات این کتاب. چطوری؟ کلمه های هر روز را می گم با معنی فارسی و مترادف انگلیسی. ویه جمله هم برای هر کلمه جدید. اصطلاح اون روز را هم براتون می نویسم. اما اینجا یه مشکلی پیش می آید و اونهم اینه که من هر روز نمی تونم این کار را بکنم. پس به بزرگی خودتون ببخشید که وقفه هایی در این امر پیش می اید که البته امیدوارم پیش نیاد. مسئله دیگه تلفظ این کلماته. که شرمندم نمی تونم اینجا بنویسم. نه اینکه نخواهم. نمی شه. می تونید به دیکشنری های خودتون تو خونه مراجعه کنید و یا اگر online هستید به dictionary.com  .

باز هم می پرسم فایده چیه؟ اونهایی که می خوان دکترا یا ارشد غیر زبان امتحان بدن اکثرا می رن کتاب 504 را می خوانن. توصیه من اینه که این کتاب واقعا به دردشون میخوره. خصوصا با داشتن مترادف. بچه های زبان هم که دیگه باید بخون. بقیه هم صبر کنند و همراهی.

و اما نظر شخصی من در مورد لغت. عرض خدمتتون اینکه. تا حالا رفتید دریا؟ اگه یکی قرار باشه یه سطل آب از دریا برداره می تونید بگید از کدام قسمتش برداشت؟ نه نمی شه. چون انقدر وسیعه که ممکن که نه ناممکن است. خوب حالا اگه یه حوض کوچولو باشه چی؟ خوب اینجا خیلی احتمالش بالاتره. چون وسعت کمتری داره. حکایت لغت و دستور زبان هم همینه. لغت مثله یه دریا است و دستور زبان مثه یه حوض. تو امتحان ارشد و دکترا و یا هر چیز دیگه بازه وسیعی در اختیار طراح واسه انتخاب لغت قرار داره.

اما همه اینا دلیل نمی شه که از خوندش فرار کنیم. من می گم وقت اصلیتون را روی دستور زبان بزارید و تفننی لغت بخونید. وقتی خوب بر دستور مسلط شدید اون موقع با حوصله بیشتر لغت بخوانید. و اما، واسه اونایی که می خوان در جایی خوب و دانشگاهی خوب قبول بشند لغت دانستن نیازی حتمی و ملزم است.

ببخشید امروز انقدر طولانی شد. التماس دعا. یا حق

42-Vocabulary Flash

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. عده ای از دوستان که در بهمن ماه امسال قصد شرکت در آزمون کارشناسی ارشد را دارند راهنمایی خواستند در باره چگونگی یادگیری لغات زبان تخصصی. بهترین و بهترین و بهترین راه یادگیری لغت بر اساس تجربه خودم خواندن و یادگرفتن کلمه در متن است. مثلا متنی را بخوانید که اون کلمه در آن متن باشد تا اینکه کلمات را جدا جدا روی برگه بنویسید و مجزا از متن حفظ کنید.

البته راههای دیگری هم هست مثل استفاده از جی 5. که اون را هم به وقتش می گم چطوری درست کنید و اصلا فلسفه این جی 5 چیه. از این پس به طور متوالی به بیان بعضی از پیشوندها ، پسوندها و ریشه کلمات می پردازم که این روش هم در یادگیری و فهم لغت اثبات شده که مفیده. البته در درک کلمات نه در تولید آنها. معنی کلمات را هم می توانید از لینک دست راست استفاده کنید و بیابید. البته اگر آن لاین باشید. یا حق

Prefix: ab, abs

Meaning: Off, away, from

1.    ab+duct : away + to lead = to kidnap
2.    ab+bhor : from+ shudder = to loathe
3.    ab+jure :  away + swear = to renounce
4.    ab+ sent : away + to be = to be absent
5.    ab+solve : from+ loosen = to forgive

Context:

1.    The kidnapper abducted the baby
2.    Diane
abhors lizards
3.    The convert
abjured his old beliefs
4.    Many workers were
absent because of sickness
5.    The youth confessed his sins and was
absolved

30-زبان عمومی-درس سیزدهم: کلمات

بسم الله الرحمن الرحیم

کلمات جدید درس سیزدهم کتاب Intermediate College English

Aristocrat اشراف زاده، عضو دسته اشراف

Betray خیانت کردن

Capital پایتخت (البته معانی دیگری هم دارد)

Commit مرتکب شدن، انجام دادن

Completely کاملا

Cross out قلم زدن، خط زدن، خارج کردن چیزی از یک مجموعه

Deliberately از قصد، از روی عمد

Depression افسردگی، پریشانی

Eccentric نامتعارف، عجیب، گریزنده از مرکز،

Encourage تشویق کردن، ترغیب کردن

Freelance نویسنده ای که برای چندین روزنامه یا مجله در خونه خودش کار می کنه.

Genius با هوش، زیرک

Ideal عالی، ایده آل

Wealthy ثروتمند

در توضیحی که درباره هر کلمه در خود کتاب امده نیز کلماتی هست که دانستن آنها هم مفید است از جمله:

Highest بالاترین، عالی ترین

Disloyal خائن،

Unfaithful بی وفا

Totally کلا، کلی

Purpose هدف، قصد

Hopelessness بی امید

Behave رفتار کردن

Brave شجاع

Confident اعتماد بنفس

Employment استخدام

Organization سازمان

Ability توانایی

Principle اصل

Rich ثروتمند

29- زبان عمومی-درس دوازدهم: کلمات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کلمات جدید درس دوازدهم کتاب Intermediate College English

Appeal درخواست کردن، التماس کردن، جذاب، دلپذیر

Appropriate مناسب

Associated همراه، شریک، هم پیوند، مرتبط

Ban ممنوع، قدغن

Document اگر اسم باشد می شه سند. اگر فعل باشد می شه مستند کردن، با مدرک کردن

Evidence شاهد، گواه ( منظور شی یا چیزی را می گند اگه بخواهیم به فرد شاهد اشاره کنیم از کلمه witness استفاده می شه)

Fashion مد

Outlaw خارج از قانون ، غیر قانونی

Pagan کافر، مشرک

Permanent دائمی، همیشگی

Reaction واکنش، عکس العمل

Socialite معاشر، شخص خوش مشرب

Warrior جنگجو

 

در توضیحی که درباره هر کلمه در خود کتاب امده نیز کلماتی هست که دانستن آنها هم مفید است از جمله:

Suitable مناسب

Connected مرتبط

Thought اندیشه، فکر

Imagination پندار، تصور، خیال

Forbid ممنوع

Provide فراهم کردن، آماده کردن

Fact واقعیت، حقیقت

Proof برهان، دلیل، گواه

Popular مشهور، عمومی

Declare اعلان کردن

Legal قانونی

Acceptable قابل قبول

Religion مذهب

Response پاسخ دادن

Soldier سرباز  

 
  • Pages :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
 

 

Latest Posts

Favorites

Holy Quran

Quran

جمکران

عرفان

موعود

دانلود مقالات رایگان

Asian EFL Journal

Exam English

Dictionary

TOEFL

Directory of Open Access Journal

Iranian Journal of Language Studies

ESL Library