تبلیغات
۩ T E F L ۩

Teaching English as a Foreign Language 

http://KALID.ir

Subject Matters

Archive

Extra Pages

Statistics

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • این ماه :
  • ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :

102- 1100 Words

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض وقت بخیر خدمت هموطنان گل. مطلب امروز به بررسی کلمات کتاب 1100 واژه اختصاص داره.

پیش از اینکه برم سراغ کلمات امروز یکم می خواستم درد و دل کنم. کاش این کتابفروشی های تخصصی یکمی سواد زبان داشتند. این صحبتی که من الان دارم مربوط به شهر اصفهان که از اونجا کتابهای خودم را می خرم ممکنه تو شهرهای دیگه وضعیت اینطوری نباشه. البته کتابفروشی هایی هم هستند مثله اقای دهقان و آقای امیدان که واقعا در امر زبان های خارجی کار کردند و میشه روی راهنماییشون حساب کرد. تا یادم نرفته این کتاب را بدون داشتن پیش زمینه قوی لغت هرگز اغاز نکنید.

 توی چند تا از نظرات بی نام چندتن از خوانندگان محترم بی  نام و نشان فرموده بودند که تلفظ کلمات را هم بنویسید. از امروز این کار را شروع کردم. فقط بفرمایید در اکسپلورر شما خوانا هست یا نه؟ یا اینکه اجق وجق نشان می ده.

از همه اینها که بگذریم می رسیم به کلمات کتاب 1100 هفته دوم. روز چهارم با تلفظ براساس لانگمن. معنی انگلیسی و فارسی و مترادف  و همچنین نوع کلمه.

1. Avid:   /`ævɪd/  (adjective)  doing something as much as possible

  مشتاق ، بسیار علافمند، حریص، تشنه keen, enthusiastic, passionate, eager, devoted, ardent, fervent

2. Cajole:   /kə`dʒoʊl/      (verb)    to persuade someone to do something by praising him/her or making promises to him/her

زبان بازی، چرب زبانی= coax, persuade, wheedle, entice, sweet-talk

3. Rudimentary:   /rudə`mɛntri/  (adjective)  very simple and basic  

  ابتدایی، مقدماتی، ناچیز basic, elementary, simple, undeveloped, fundamental, primary

4. Enhance:  /ɪn`hæns/ (verb)    to improve something   

 افزابش دادن، بالا بردن، بهبود بخشیدن   improve, augment (formal), add to, increase, boost, develop, enrich, heighten

5. Nuance:   /`nuɑns/   (noun)    a very slight difference in meaning, color, or feeling

تفاوت بسیار کم، اختلاف ناچیز = shade, tone, gradation, distinction, tinge, hint, degree, touch, trace, note

 

حالا با توجه به این کلمات خوشگل متن زیر را بخوانید.

You've Got To Be a Football Expert

As an avid football fan, I try to see every game the Jets play. Whenever I can cajole my father into accompanying me, I try to do so. He has only a rudimentary knowledge of the game, and since I am steeped in it, I enjoy explaining its intricate details to him. It certainly does enhance your appreciation of football when you are aware of every nuance of the sport.

Sample Sentences

Use the new words in the following sentences. You may have to change the ending of a word.

1. Since my grasp of algebra is __________, I cannot solve the problem.

2. The parakeet refused to be __________ into entering her cage.

3. It will __________ your enjoyment of an opera if you know what the plot is about in advance.

4. In reading the satires of Jonathan Swift, one must be vigilant in order to catch each __________.

5. Bill Clinton is an __________ reader of mystery stories.

 

Definitions

Match the new words with their meanings.

6. avid                 ____ a. eager

7. cajole              ____ b. slight variation in meaning, tone, etc.

8. rudimentary    ____ c. coax

9. enhance        ____ d. intensify, heighten

10. nuance        ____ e. elementary

Today's Idiom

TO BEARD THE LION IN HIS DEN :to visit and oppose a person on his own grounds

کلمه DEN همون خونه حیوانات می شه. پس معنی و منظور از این اصطلاح اینه که بری به جنگ شیر اما تو خونه خودش.

Having decided to beard the lion, I stormed into the manager's office to ask for a raise.

100- IDIOM

یک شنبه18 مهر 89

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. در مطلب شماره 91 اصطلاحاتی را گفتم که کاربردشان در مواقعی بود اوضاع به وفق مراد پیش می رفت. مطلب شماره 96 برعکس بود مال وقتایی بود که اوضاع یکمی نا مساعد بود. اما مبحث امروز در مورد مواقعی است که اوضاع گیج کننده است و چیزی نمی فهمیم. البته توضیحش به انگلیسی است . تا بعد یا حق

When she said her name was Bloor it threw me completely. ( I did not know how to respond)

The event he organized was complete shambles. ( a totally disorganized event)

It’s a mystery to me, how people know my private life. ( something that I cannot understand )

I am sorry we must have got our wires crossed. ( a miscommunication/ a misunderstanding)

We can’t see the wood for the trees.( too much detail prevents us to see the overall situation)

98- ضمایر: Reciprocal Pronouns

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. در این مطلب طبق معمول یه سری جمله است که یه نگاهی بکنید و غلطهایش را پیدا کنید. شاید اصلا غلط نداشته باشه. اما عموما غلط داره. التماس دعا. یا حق

 

── Family members love each other.

 

── Let's meet to each other after class.

 

── It is considered cheating when students help each other one on tests or quizzes.

 

── Jack and Sandra aren't dating one to the other any more.

 

── They will never find each another at this crowded airport.

 

── They amused each other by telling stories.

 

── Jose and his uncle hate one another.

 

── The two kids played happily with each one another.

 

── It's normal for people to ignore one to another in an elevator.

 

── All the leaders shook hands with one another.

97-ضمایر: Reciprocal Pronoun

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. وقتتون بخیر و نیکی. حالتون چطوره؟ یه بنده خدایی پیام داده اند که آقای مسعودی شما مطمئن هستید که "غوز" همینطوری نوشته می شه؟ آیا صحیح نیست بگیم" قوز"؟ عرض کنم  یه روز ما کلاس بررسی مقابله ای داشتیم با جناب آقای پروفسور محمد حسن تحریریان. کسانی که با ایشان کلاس داشته اند خوب می دونند که آقای تحریریان خزانه مثال هستند. گفتند: "ما کاری نداریم قرمه سبزی با قاف یا با غین. ما با گوشتا توش کار داریم". من هم به پیروی از استادم عرض کنم که دوست گرامی ما با ق یا غ کاری نداریم. ما با اون دردسر و مصیبتی که می خواد سرمون بیاد کار داریم.

امروز یه بنده خدایی گفت: شما اهل یزدید؟ گفتم نه. گفت با شوهر خواهر ما چه نسبتی دارید؟ گفتم حاج خانم ما با شوهر خواهر شما چکار داریم؟ گفت آخه ایشون فامیلشون مسعودی منش است گفتم شاید با اونا نسبتی دارید. گفتم نه . گفت اونها اهل ندوشن هستند.

بگذریم. اینجا که خونه خاله شادونه نیست من دارم قصه می گم. تازه هنوز ساعت نه هم نشده. امروز نوبت ضمایر متقابل/دوجانبه/ معکوس/دو سویه/دو طرفه است. علت اینکه من این همه معنی نوشتم بی صاحب بودن امر تدریس دستور زبان در ایران است که هرکی هرچی دلش می خواد ترجمه می کنه. من هم ترجمه همه را نوشتم. اما راحتتر از همه:  Reciprocal Pronoun .

ضمیر فلان وقتی به کار می ره که فاعل جمع و مکمل جمله (گزاره) هر دو به اشخاص / اشیاء یکسانی بر می گردند و مهمتر اینکه یه عمل متقابل انجام داده اند. عمل متقابل یعنی چی؟ مثلا ملاقات کردن، دوست داشتن،و... .

مثلا من و برادرم هفته ای یک بار همدیگه را می بینیم.

My sister and I visit each other about once a week.

فاعل این جمله کیه؟ بله. فاعل جمله دو نفر است (یعنی جمع است) My sister and I . فعل جمله چیه؟  Visit . که یه عمل دوطرفه است. اون وقت اون ضمیر each other هم نشان دهنده دوطرفه بودن این کار است. در مورد دوست داشتن و ... هم همینطوره.

البته به جای  Each Other می تونیم از  One another  هم استفاده کنیم.

استفاده از each another  صحیح نیست. یا حق

 

92- ضمایر: ضمیرهای انعکاسی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت خوانندگان عزیز. ان شاءالله که از چنگال آنفولانزا بتوانید فرار کنید. به فرمایش حضرت عیسی علیه السلام " آکاه باشید طوفان همیشه نشانه هایش ثابت نمی ماند". این انفولانزا هم همینطوره. چند وقت پیش یکی از روستاهای چین زیر گل ولای دفن شد. این یعنی چی؟ یعنی اینکه درسته ما تو هزاره سوم میلادی هستیم. درسته ماهواره فرستادیم تا فلانجاهی آسمون عکس می گیرن، درسته از DNA و ... سر درآوردیم، درسته شبیه سازی کردیم اما پرداختن به همه اینا باعث شد یادمون بره که خدایی هم هست. یک کمی هم به خودمون برسیم یک کمی هم خودمون را بشناسیم.

در ادامه مباحث دستور زبان و ضمایر امروز نوبت ضمایر انعکاسی است یا به قول آنها   Reflexive Pronoun. این دسته ضمیرها وقتی به کار می روند که فاعل جمله با مکمل جمله یه شخص باشند بهتره بگم که فاعل و مکمل جمله به یه شخص یا یه چیز اشاره می کنند. مثلا به این جمله نگاه کنید:

Some language learners can correct themselves.

جمله با فاعل شرئع شده. فاعل جمله چیه؟ " some language learners" بعدش که یه فعل کمکی داریم و فعل اصلی که "correct" است و بعد از اون هم مفعول جمله "themselves" . عرض کنم خدمتتون که ضمایر انعکاسی عموما به عنوان مکمل جمله و یا به عنوان مفعول حرف اضافه به کار می روند. در ادامه لیست ضمیرهای انعکاسی را مشاهده می کنید.

myself                         ourselves

yourself                       yourselves

himself                        themselves                  

herself

itself

چند مثال: به این یکی جمله نگاه کنید: I don't think Jack hurt hisself when he fell.

فکر می کنید اشتباه جمله کجاست؟ بعد از فعل Hurt ما نیازمند مکمل هستیم برای جمله . و تو انگلیسی چیزی به اسم Hisself نداریم که بخواهیم استفاده کنیم. پس باید این Hisself اشتباه را پاک کنیم و جاش بنویسیم himself.

این یکی مثال چطور:         Be careful or you will hurt to you.  می گه که " مراقب باش وگرنه به خودت صدمه می زنی". می بینیم که فاعل جمله و مکمل جمله جفتشون به یه آدم اشاره دارند پس to you غلطه و جاش باید بزاریم yourself. امیدوارم از درس امروز لذت برده باشید و یاد گرفته باشید. در ادامه چند تا جمله هست که بررسی کنید غلط است یا درست. یا حق

── I had to teach myself to swim.

── Help you to whatever you like.

── An oven that cleans itself is very handy.

── Ask him to do it himself.

── They do not want to go by the selves.

── The children assembled the toy house by themselves.

── They were sitting by them next to the swimming pool.

── Judy conducted the experiment by herself.

90- 1100: Second Week / First Day

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. وقت بخیر. حال و احوال؟ چه می کنید با آنفولانزا؟ اونم از نوع خوکی. خوک خودش چیه که آنفولانزاش باشه. خلاصه نکات ایمنی را رعایت کنید در مصرف برق و گاز هم صرفه جویی کنید. در خونه را هم روی هر کسی باز نکنید. با کسب اجازه از دوستان و فامیلهای اصفهانی: یه بار از یه اصفهانی می پرسند از عسل شیرین تر چیزی می شناسی؟ می گه: آره. سرکه مفت."

کتاب 1100 واژه  هفته دوم / روز اول

NEW WORDS

1. Laconic: کم حرف، کوتاه، موجز، مختصر   Terse, brief, concise, curt, to the point, short, economical

2. Throng:گروه، جمعیت، ازدحام  multitude, mass, crowd, horde, swarm, mob, host

3. Intrepid: با جرات، دلیر، شجاع، بی باک، متهور  brave, bold, courageous, valiant, heroic, daring, gallant

4. Accost: مخاطب ساختن، مواجه شدن (با)  approach, confront, detain

5. Reticent:محتاط در سخن، کم گو   discreet, quiet, restrained, unforthcoming, uncommunicative, taciturn, silent, reserved

Sample Sentences

Use the new words in the following sentences:

1. His speech was usually rambling, but this time I found it brief and __________.

2. If a surly panhandler should __________ you, keep on walking.

3. Even under repeated questioning, the witness remained __________.

4. A howling __________ of teenage girls surrounded the rap artists.

5. The corporal received the Silver Star for his __________ deeds in combat.

Definitions

Match the new words with their dictionary meanings.

6. Laconic               a. expressing much in few words

7. Throng                b. brave

8. Intrepid               c. to approach and speak to

9. Accost                d. crowd

10. Reticent            e. silent

Today's Idiom

The sword of Damocles:

می شه خطر قریب الوقوع، اگر به معنی انگلیسی دقت کنید نوشته یه پادشاهی به اسم جناب دموکلس واسه اینکه به یکی از شوالیه هاش نشون بده چقدر کار شاهی سخته و چه خطراتی ممکنه براش باشه شوالیه بدبخت نگون بخت بخت برگشته را می شونه زیر یه شمشیری که به یه مو بند بوده.   

Any imminent danger (a king seated one of his subjects underneath a sword that was hanging by a hair, in order to teach him the dangers a king faces).

--Although the president of the company seemed quite secure, he always complained that there was a sword of Damocles hanging over his head.

84- ضمیر: ضمیر موصولی 2

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. جمعه چطوره؟ اوضاع خوبه؟ ارشدیها ارشد نزدیکه. همین روزها است که اعلام آغازثبت نام کنند . بسم الله بگید و به امید خدا اسم نویسی کنید و ان شاءالله مزد زحماتتون را بگیرید. در رابطه با مطلب قبلی امروز طبق مطالب گذشته 10 تا جمله خدمتتون ارائه می کنم که یه بررسی کنید و مشکلاتش را پیدا کنید. یا حق

──I like novels who deal with philosophical questions.

──The company did not want to hire a man that s experience was so limited.  

──The family whose house burned down was on television.

──She wore a dress what everyone considered extravagant.

──Where can one catch the train which goes to Flower Square.

──The ship that we boarded in Rio was bound for Marseilles.

──John did not want to do business with a man which had bad been in prison.

──Take your car back to the man who sold it to you.

──That is the baby which has been in the incubator for three months.

──The woman that her photograph was in the paper is making a speech at the town hall tonight.

82- ضمیر: ضمیر موصولی 1

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. در ادامه مبحث ضمایر می رسیم به ضمیر موصولی یا به قول خارجکی ها : Relative Pronoun. این ضمیر ترجمه اش به فارسی تو اکثر موارد می شه "که". وقتی دو تا جمله(  Clause  )را به هم وصل می کنیم  یکی از اونها از لحاظ معنایی مستقل است یکی هم نیست. یادتون می آید؟ اگر فراموش کردید بد نیست یه سری به مطالب شماره های 37 و 66 بزنید. امروز یه نوع ضمیر موصولی را می گیم که صفت جمله را توصیف می کنه. یک کمی سخت شد؟ نه بابا. ادامه بدید.

یادتون میاد گفتم صفت چیکار می کنه؟ بله می اید و یه اسمی را توصیف می کنه. خوب. بعضی وقتها صفت می تونه یه کلمه باشه. مثله he is clever اما بعضی وقتها هم اینطوری نیست و یه دسته از کلمات  ((clause نقش صفت برای یه اسمی را ایفا می کنند. در اینجور مواقع یه چیزی باید بیاید و بین اون اسم و اون گروه کلمات قرار بگیره تا بینشون رابطه برقرار بشه. به این رابط می گن ضمیر موصولی. مثلا:

She is the secretary who works in the international office.

این تکه دوم جمله یعنی works in the international office  اومده و secretary  را توصیف کرده و اون who  هم این دو تا را به هم ربط داده. به who می گیم ضمیر موصولی و به اون گروه کلمات هم می گیم عبارت موصولی یا عبارت وصفی (به انگلیسی می شه relative clause/ adjective clause).

یه سوال. آیا فقط ما یه دونه ضمیر موصولی داریم؟ جواب می شه نه. بستگی داره به اون کلمه ای که می خواهیم توصیف کنیم و به رابطه ای که بین صفت و موصوف هست. عرض کنم که بعضی وقتها می خواهیم فاعل یه جمله را توصیف کنیم. بعضی وقتها مفعول یه جمله ای را توصیف می کنیم. بعضی وقتها اون چیزی که توصیف می شه آدمیزاد نیست یه شی است. بعضی وقتها می خواهیم مالکیت اون فرد بر یه چیزی را برسانیم. در همه این موارد اوضاع فرق می کنه و یکی یکی هم مثال می زنم. اولین حالت یعنی فاعل را که گفتم.

Is this the 104 bus, which goes to the shopping center?

تو این یکی اومدیم و bus  را توصیف کردیم با goes to the shopping center . اتوبوس که آدمیزاد نیست واسه همین از ضمیر موصولی which برای ربط اتوبوس و عبارت توصیفیش استفاده کردیم.

ضمیر دیگه ای که داریم whose    است. خوب این وقتی به کار می ره که می خوایم مالکیت را نشان بدیم. مثلا:

This is the man whose car was towed away.

اینجوری مالکیت مرد بر اون ماشین را بیان کردیم. با وجودیکه اون قسمت دوم بازهم داره "مرد" را توصیف می کنه. راستی ترجمه اش هم جالبه. " این همون مردیه که ماشینش را بوکسل کردند و بردند(چون که خلاف پارک کرده بوده)"

نکته آخر هم که عرض کنم حضورتان در مورد ضمیر موصولی that  است که آچار فرانسه است و می شه جای همه اینا به کارش برد. ما را هم دعا کنید. یا حق

81- ضمیر: ضمایر ملکی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. این 10 تا جمله ای که می بینید بعضی هاشون اشتباه هستند. یه سری ایرادهایی دارند مربوط به مبحث قبلی یا همان ضمایر و صفات ملکی. امیدوارم بتونید از عهده اش بر آیید. یا حق

──We don't understand why you object to him coming with us.

──I would appreciate o4 letting me know as soon as possible.

──She broke her wrist in the accident.

──My father approves of my studying in the United States. s

──The arms are so long that he can't find shirts to fit him.

──Theirs suggestion was unrealistic,

──Our appointment is just after your.

──Your friends and my friends are coming to our party.

──You don't have yours gloves with you, but I have mine.

──Optional equipment on a car can add several hundred dollars to release value when you trade it in.

79-ضمیر: ضمایر ملکی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. چطورید؟ خوبید؟ دماغتون چاقه؟ چه می کنید با سرمای هوا و شلوغی ناوگان حمل و نقل عمومی در بامداد؟ تا هوا خوب بود می شد با چرخ بری و بیای اما از وقتی سرد شده صبحها باید کلی وایسم که یکی از وسایل عمومی قسمت بشه.

امروز می ریم سراغ یه بحثی که شاید کمی گیج کننده باشه. اول از همه دوباره دو تا چیز را توضیح میدم. یکی ضمیر و یکی صفت. ضمیر که گفتم توی جمله می یاد و جای اسم قرار میگیره. صفت هم قبل از اسم می آیدو اون اسم را توصیف می کند. پس یادمون نره که جای صفت قبل از اسم است.

یه نوع صفت داریم به اسم صفت ملکی. یعنی قبل از یه اسم قرار میگیره و نشون می ده که این چیز مال کیه. شبیه این در ضمیرها هم هست. یعنی یه ضمیر داریم به اسم ضمیر ملکی که نشان دهنده مالکیت آدم بر یه چیز است.  حالا مشکل چیه؟ مشکل را به زبان انگلیسی بخوانیم:

A possessive adjective describes a noun: it must be accompanied by a noun.

A possessive pronoun takes the place of a noun: it cannot be accompanied by a noun.

صفت ملکی یه اسمی را توصیف می کنه و حتما باید با یه اسم بیاید. پس صفت ملکی بدون اسم نمی شه. قبل از اسم می آید یا بعد از اسم؟ قبل از اسم. چون جای صفت قبل از اسم است.

ضمیر ملکی جای یه اسم را می گیره. پس نمی تونه با اسم همراه باشه و باید به تنهایی بیاید.

Beth gave us her television. (possessive adjective)   

تو این جمله her یه صفت ملکی است که توصیف اسم بعدش را میکنه و مشخص می کنه که این تلویزیون مال کیه. که متعلق به یه خانمی هست.

Beth gave us hers. (possessive pronoun)

تو این یکی جمله دیگه خبری از اسم و صفت نیست و تنها یه ضمیر داریم. این ضمیر هم مشخص میکنه که اینجا یه اسمی بوده که متعلق به یه خانمی بوده. حالا چی بوده؟ تو این جمله معلوم نیست. چرا؟

گفتم که ضمیر تو یه جمله می یاد و جای اسم قرار میگیره . چه اسمی؟ اسمی که قبلا در موردش صحبت کردیم و حالا نمی خواهیم دوباره تکرارش کنیم. این مثال هم همینطوره. تو جملات قبلی صحبتش بوده و معلومه چیه.

Possessive Adjectives

Possessive Pronouns

my

mine

your

yours

his

his

her

hers

its

-----

our

ours

their

theirs

یه چندتا نکته دیگه خدمتتان بگم. قبل از gerund ( همون اسمهایی که اول فعل بودند بعد یه  ing بهشون اضافه کردیم) از صفت ملکی استفاده می کنیم.

 We can count on your helping us.

و صفات ملکی قبل از اسامی که بخشهای بدن را مشخص می کنند قرار میگیره.

 He hurt his arm.

امیدوارم واضح گفته باشم. یا حق

76- ضمیر: مفعول حرف اضافه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. طبق قولی که دادم این هم یه سری جمله درباره مفعول حرف اضافه. موفق باشید و در پناه حق. یا حق

──The experiment proved to my lab partner and I that prejudice about the results of an investigation are often unfounded.

──Of those who graduated with Betty and he, Ellen is the only one who has found a good job.

──The cake is from Jane and the flowers are from Larry and we.

──I would be glad to take a message for her.

──Between you and me, the economic situation looks bad.

──For you and-I arriving on time will be difficult.

──The money was given to you and I.

──All of them came late.

──The letter was addressed to John and me.

──She spends as much time with s she does with them.

 
  • Pages :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
 

 

Latest Posts

Favorites

Holy Quran

Quran

جمکران

عرفان

موعود

دانلود مقالات رایگان

Asian EFL Journal

Exam English

Dictionary

TOEFL

Directory of Open Access Journal

Iranian Journal of Language Studies

ESL Library