Teaching English as a Foreign Language 

http://KALID.ir

Subject Matters

Archive

Extra Pages

Statistics

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • این ماه :
  • ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :

یا باب الحوائج

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. عصرتون بخیر. چه خبر؟ سلامتید؟ درسها چطوره؟ توکل کنید بر خدا و برنامه ریزی کنید مطمئنا به خوبی پیش خواهد رفت. چندتا مطلب هست که خدمتتون عرض  می کنم.

امروز شهادت حضرت محمد بن علی بن موسی الرضا جواد الائمه است. خدا قسمت همه کنه زیارت حضرتش و پدرش. خدا لعنت کند قوم ظالم را تا قیام یوم الدین.

فردا اول ماه ذالحجه است. روزه داری خیلی خوبه. اگر هم نشد آدم دلش با خدا باشه زهی عشق. امشب یادتان بود دعایی هم به حال همه کنید. من را هم یاد کنید.

وفات آیه الله نجومی را تسلیت عرض می کنم.

یادش بخیر خانم خردمند.

و آخرین مطلب. پنج شنبه گذشته اتفاقی افتاد که برنامه های منو به کل تغییر داد. و فرصت نکردم دیگه مطلبی بنویسم. احتمال زیاد این روند تا آخر آذر ماه ادامه داره. شنبه باید برم تهران ببینم چه می شه کرد. دعا کنید که ان شاءالله مشکلم برطرف بشه. اگر تو این مدت سوالی، مشکلی، مسئله ای بود برام ایمیل بزنید و یا همین جا پیام بزارید. ان شاءالله در اسرع وقت جواب می دم. حسن ختام این مطلب هم یه شعر هست از حضرت سعدی که خودم عاشق این شعرم. اگر نتونستم بنویسم پیشاپیش اعیاد مبارک قربان وغدیر را به حضور حضرت بقیه الله (عج) و شما دوستان عزیز تبریک می گم. التماس دعا. یا حق

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی / به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی

نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت / که خود را بر تو می بندم به سالوسی و زراقی

نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد / تو را گر خواب میگیرد نه صاحب درد عشاقی

قدح چون دور من باشد به هوشیاران مجلس ده / مرا بگذار تا حیران بماند چشم در ساقی

99-1100: Second Week/Third Day

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و صبح پنج شنبه همگی بخیر. شکر خدا من هم خوبم. هوا هم خوبه. دم صبح یکمی سرد هست که بفهمی زمستون تو راهه.آب زاینده رود هم می گن خوبه. من که جمعه گذشته رفتم و جای همتون خالی. جدا صدای آب صدای حیات. امروز کلمه داریم. کلمات کتاب 1100 هفته دوم. روز سوم. چند وقت پیش رفته بودم جنگل. بله کتابفروشی جنگل. حدودا چهار تا ترجمه از این کتاب موجود بود. یاد یه خاطره افتادم. سال 85 یا 84 بود که بدجور کرمم گرفته بود که کتابی ترجمه کنم و ... . دنبالش رفتم. کتاب را انتخاب کردم. بعد با چند تا ناشر صحبت کردم. یکیشون که آدم خیلی جالبی بود گفت چون شما تازه کار هستید کتاب شما را کسی زیاد نمی خره واسه همین ریسکش زیاده. در نتیجه خودت پولش را بده ما برات چاپ می کنیم اگر خوب فروش رفت کتابهای بعدی و چاپهای بعدی حق ترجمه را بهتون پرداخت می کنیم. در ادامه گفت زیاد هم خودت به زحمت ننداز. ( اون موقع کتاب" کی پنیر منو برداشته" تو بورس بود) . همین کتاب را بردار. یه دونه " از " را تبدیل به " به " کن و اسم خودت را بزار روی کتاب. گفت خیلی از اینها هم همین کار را کرده اند.

قصد توهین به مترجمهای محترم را ندارم. چون اونهایی که مترجم هستند خودشون درک می کنند اونهایی هم که نیستند هارت و پورت می کنند. این هم" از کرامات شیخ ما /مشت را وا کرد و گفت یه وجب" باز هم نقل قول از جناب آقای پروفسور تحریریان. ایشان خودشان بی اطلاع هستند اما من واقعا شیفته اخلاق و منش و خضوع ایشان هستم. به قولی" استاد دوست داریم". بگذریم از این خاله شادونه بازیها.

هفته دوم روز سوم:

New Words

1. Pretextبهانه، عذر، دستاویز:   excuse, cause, con, ploy, ruse, grounds

2. Fabricateجعل کردن، تقلید کردن، سر هم کردن، بافتن :  invent, fake, make up, concoct, dream up, trump up, cook up

3. Adroit: زرنگ، زبردست، چالاک،    skillful, skilled, nimble, practiced

4. Gesticulate: با سر و دست اشاره کردن/فهماندن    gesture, wave, signal, wigwag, motion, sign

5. Vigilant: مراقب، هوشیار، حساس، گوش به زنگ    watchful, on your guard, attentive, alert, wary, cautious              ≠ slack

خوب این هم 5 تا کلمه امروز. یه داستان جنایی بخونیم ببینیم این کلمات به چه کار می آیند.

Dr. Jekyll or Mr. Hyde?

Under the pretext of being a surgeon he gained entry to the hospital. When interviewed by the director, he had to fabricate a tale of his medical experience, but he was so adroit at lying that he got away with it. It was not until the phony "doctor" began to gesticulate wildly with his scalpel, that a vigilant nurse was able to detect the fraud. In the annals of medical history there have been a number of such cases.

با کلمات جدید این جاخالیها را پر کنید.

1. The shootings at Columbine High School made educators much more ________,

2. My nephew is quite __________ at making model airplanes.

3. Most fisherman can __________ a story about the size of the one that got away.

4. Her __________ of being tired did not fool us for an instant.

5. I often marvel as I watch the traffic officer __________ at the onrushing cars.

Definitions

Pick the letter of the definition that matches your new word and write it in the answer space.

6. Pretext            ____ a. to lie; to construct

7. Fabricate        ____ b. skillful

8. Adroit            ____ c. an excuse

9. Gesticulate      ____ d. watchful

10. Vigilant        ____ e. move the arms energetically

Today's Idiom

a wet blanket  one who spoils the funآیه یاس، ضد حال،                 

Everyone wanted the party to go on, but Ronnie, the wet blanket, decided to go home to bed.

98- ضمایر: Reciprocal Pronouns

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. در این مطلب طبق معمول یه سری جمله است که یه نگاهی بکنید و غلطهایش را پیدا کنید. شاید اصلا غلط نداشته باشه. اما عموما غلط داره. التماس دعا. یا حق

 

── Family members love each other.

 

── Let's meet to each other after class.

 

── It is considered cheating when students help each other one on tests or quizzes.

 

── Jack and Sandra aren't dating one to the other any more.

 

── They will never find each another at this crowded airport.

 

── They amused each other by telling stories.

 

── Jose and his uncle hate one another.

 

── The two kids played happily with each one another.

 

── It's normal for people to ignore one to another in an elevator.

 

── All the leaders shook hands with one another.

97-ضمایر: Reciprocal Pronoun

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. وقتتون بخیر و نیکی. حالتون چطوره؟ یه بنده خدایی پیام داده اند که آقای مسعودی شما مطمئن هستید که "غوز" همینطوری نوشته می شه؟ آیا صحیح نیست بگیم" قوز"؟ عرض کنم  یه روز ما کلاس بررسی مقابله ای داشتیم با جناب آقای پروفسور محمد حسن تحریریان. کسانی که با ایشان کلاس داشته اند خوب می دونند که آقای تحریریان خزانه مثال هستند. گفتند: "ما کاری نداریم قرمه سبزی با قاف یا با غین. ما با گوشتا توش کار داریم". من هم به پیروی از استادم عرض کنم که دوست گرامی ما با ق یا غ کاری نداریم. ما با اون دردسر و مصیبتی که می خواد سرمون بیاد کار داریم.

امروز یه بنده خدایی گفت: شما اهل یزدید؟ گفتم نه. گفت با شوهر خواهر ما چه نسبتی دارید؟ گفتم حاج خانم ما با شوهر خواهر شما چکار داریم؟ گفت آخه ایشون فامیلشون مسعودی منش است گفتم شاید با اونا نسبتی دارید. گفتم نه . گفت اونها اهل ندوشن هستند.

بگذریم. اینجا که خونه خاله شادونه نیست من دارم قصه می گم. تازه هنوز ساعت نه هم نشده. امروز نوبت ضمایر متقابل/دوجانبه/ معکوس/دو سویه/دو طرفه است. علت اینکه من این همه معنی نوشتم بی صاحب بودن امر تدریس دستور زبان در ایران است که هرکی هرچی دلش می خواد ترجمه می کنه. من هم ترجمه همه را نوشتم. اما راحتتر از همه:  Reciprocal Pronoun .

ضمیر فلان وقتی به کار می ره که فاعل جمع و مکمل جمله (گزاره) هر دو به اشخاص / اشیاء یکسانی بر می گردند و مهمتر اینکه یه عمل متقابل انجام داده اند. عمل متقابل یعنی چی؟ مثلا ملاقات کردن، دوست داشتن،و... .

مثلا من و برادرم هفته ای یک بار همدیگه را می بینیم.

My sister and I visit each other about once a week.

فاعل این جمله کیه؟ بله. فاعل جمله دو نفر است (یعنی جمع است) My sister and I . فعل جمله چیه؟  Visit . که یه عمل دوطرفه است. اون وقت اون ضمیر each other هم نشان دهنده دوطرفه بودن این کار است. در مورد دوست داشتن و ... هم همینطوره.

البته به جای  Each Other می تونیم از  One another  هم استفاده کنیم.

استفاده از each another  صحیح نیست. یا حق

 

96-Idiom

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. در مطلب شماره 91 اصطلاحاتی را گفتم که کاربردشان در مواقعی بود اوضاع به وفق مراد پیش می رفت. امروز اون طرف سکه را خدمتتون می گم. اگر نیازی به ترجمه هست بفرمایید. یا حق

When things go wrong

1. Oh no! That’s all we needed! ( in response to news that makes current problems even worse)

2. That’s the last thing we wanted to hear! ( in response to news that fulfills your worst fears)

3. This is like a bad dream! ( when one bad thing after other happens in quick succession)

4. It’s a real nightmare. ( used very generally for traffic jams )

5. What a pain! (very general…for something that causes difficulty)

6. It’s the calm before the storm. ( when things are quiet, but you fear they are about to change)

7. It’s the last straw. (the last problem in a series of problems that finally makes you get angry, give up, or refuse to accept the situation any more)

این آخر چون جالبه عرض می کنم: غوز بالا غوز.

95-خبر:INFLUENZA

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. واسه اینکه ما هم از غافله عقب نمونیم و همراه با دیگر رسانه های جمعی هول تو دل مردم بنداریم یه مطلب در مورد آنفولانزا جور کردیم که بدین وسیله تقدیم می گردد. امید آنکه حضرت خداوند رحیم و رحمان به معصومیت بچه ها رحم کنند و این شر را از ما کم کنند. الهی

متن در به علت طولانی بودن در چهار قسمت ارائه شده که کلمات هر قسمت جدا مشخص شده و ترجمه شده است.

A) The first flu virus was identified in the 1930s (although the flu has probably existed for centuries). Since then, scientists have classified influenza viruses into 3 types, creatively named
A, B, and C.

  • Influenza Type A is the most common and also the scariest of the three influenzas, causing the most serious epidemics in history.
  • Influenza Type B flu outbreaks also can cause epidemics, but the disease it produces generally is milder than that caused by type A.
  • Influenza Type C flu viruses, on the other hand, have never been connected with a large epidemic, usually just causing mild respiratory infections similar to the common cold.

Identify: شناخته شدن، تشخیص دادن

Scariest:ترسناکترین، خطرناکترین

Epidemics:واگیر، همه گیر

Outbreaks:شیوع، واقعه، فاجعه

Respiratory:تنفسی

Infection:عفونت

B) How You Get the Flu

Remember when mom told you to cover your mouth when you cough? She was right. Flu viruses spread in droplets caused by coughing or sneezing. Basically the virus needs to pass through the air and enter your body through your nose or mouth.

In addition to being in striking distance from that sneezing and coughing coworker, if you’ve touched a contaminated surface like a telephone or a door knob the viruses can pass from your hands to your nose or mouth. And the risk of infection gets even greater in highly populated areas like schools, buses and crowded living conditions. Remember when mom said to wash your hands? Well, mom knew what she was talking about.

Droplet:قطرات ریز

Coughing:سرفه کردن

Sneezing:عطسه کردن

Through:از طریق

Striking distance:فاصله کم، نزدیک

Contaminated:آلوده، کثیف

Door knob:دستگیره در

C) Complications of the Flu

A possible complication of flu is bacterial pneumonia, which can occur in lungs weakened by the flu. Pneumonia can also be caused by the flu virus itself. Complications usually appear after you start feeling better. You may have a brief period of improvement, followed by a sudden onset of the following symptoms:

  • High fever
  • Shaking chills
  • Chest pain with each breath
  • Coughing that produces thick, yellowish-green-colored mucus

Bacterial pneumonia can be a very serious and sometimes life-threatening condition; therefore, if you or a family member experiences any of these symptoms, you should speak to your healthcare provider immediately.

Complication:پیچیدگی، بغرنجی، سختی

Pneumonia:ذات الریه، التهاب ریه

Lung:شش

Weakened:ضعیف شده

Improvement:بهبود

Onset:شروع، آغاز

Symptom:نشانه های بیماری

Fever:تب

Shaking chills:سرما لرزه

Chest pain:درد سینه

Thick: غلیظ

Mucus:خلط

Life-threatening:تهدید کننده، مخاطره آمیز

Immediately:فورا، سریعا

D) Flu Complications in Children and Teens

Reye’s syndrome, a condition that affects the nerves, sometimes develops in children and teenagers who are recovering from the flu. The syndrome often begins in young people after they take aspirin to get rid of fever or pain. Reye’s syndrome begins with nausea and vomiting, and can lead to mental symptoms such as confusion or delirium.

Although very few children develop Reye’s syndrome, you should consult a healthcare provider before giving aspirin or products that contain aspirin to children. Acetaminophen does not seem to be connected with Reye’s syndrome.

Other complications of the flu that can affect children are:

  • Convulsions caused by fever
  • Croup
  • Ear infections

Nerve:  اعصاب             

Develop: ظاهر شدن، بوجود آمدن

Take:مصرف کردن داره، خوردن دارو

Nausea:تهوع

Vomit:استفراغ

Confusion:گیج بودن

Delirium:هذیان، پرت گفتن

Consult:مشورت کردن

Convulsion:تشنج

Croup:تنگی نفس

شعر یازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.دوستی می گفت" تفسیر نکنید". من هم نمی خوام تفسیر کنم. شعر را که خواندید خودتان متوجه می شوید. شعر سروده جناب فصیح الزمان شیرازی است. فکر کنم در عهد صفوی زندگی می کرده اند. روحش شاد. یا حق

همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویی

چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویی

به كسی جمال خود را ننموده ای و بینم

همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم

تو ببُر سر از تن من ببر از میانه گویی

به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مویم

شده ام ز ناله نالی، شده ام ز مویه مویی

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه بنشین كنار جویی

نه باغ ره دهندم که گلی به کام بویم

نه دماغ اینكه از گل شنوم به كام بویی

نه وطن پرستی از من به وطن نموده یاری

نه ز من كسی به غربت بنموده جستجویی

بنموده تیره روزم ، ستم سیاه چشمی

بنموده مو سپیدم ، صنم سپید روئی

94- خبر: اصفهان گردی به زبان دیگران 5

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. امروز آخرین بخش خبر اصفهان را خدمتتون می گم. امیدوارم که از این مطلبها خوشتون اومده باشه. گرچه حتی یه دونه نظر هم در رابطه با خوب بودن، مفید بودن،و یا بی فایده بودن این مطالب دریافت نکردم. یا حق

Eşfahān's golden age began in 1598 when Abbas I, shah of Iran, made it the national capital. Under his patronage the city attained the peak of its growth, commercial prosperity, and architectural splendor. According to an unofficial estimate the population then numbered at least 500,000. Invading Afghans captured Eşfahān in 1722, and the seat of the Iranian government was removed to Shīrāz. The Afghans were expelled in 1729, but the city never fully recovered from their occupation.

Patronage:حمایت، پشتیبانی، قیومت

Attained:دست یافتن، نائل شدن

Peak:اوج، قله

Prosperity:موفقیت، شکوفایی، رونق، رفاه

Architectural:معماری

Splendor: شکوه، جلال 

Expel:بیرون راندن، بیرون انداختن 

93- Second Week/ Second Day

NEW WORDS

1. Furtive: دزدکی، پنهانی، یواشکی، مخفیstealthy, secret, sly, sneaky         ≠ open

2. Felon: تبهکار، جانی، آدم بده  criminal, murderer, offender, thief, killer, robber

3. Plethora: ازدیاد، جمعیت کثیر mob, overabundance, murderer, offender, thief, killer, robber

4. Hapless:بیچاره، بدبخت، نگون بخت unfortunate, unlucky, luckless, ill-fated, wretched, miserable, doomed                             ≠ fortunate

5. Irate:خشمگین، غضبناک  angry, unlucky, luckless, ill-fated, wretched, miserable       ≠calm

خوب، حالا که معنی کلمات جدید را بلد شدید این داستان خوشگل را هم بخوانید. با توجه به کلماتی که تا حالا یاد گرفتیم.

If I Had the Wings of an Angel

Casting a furtive glance over his shoulder, the felon slipped out the main prison gate to be swallowed up in the British fog. A plethora of escapes from supposedly secure prisons embarrassed the hapless wardens. To compound their problems, the officials were badgered by irate citizens who accused the guards of accepting bribes from convicts whose motto was: "Stone walls do not a prison make, nor iron bars a cage."

Sample Sentences

Use the new words in the following sentences.

1. The __________ contest winner was unable to locate the lucky ticket.

2. My uncle was __________ when the drunken driver swerved in front of us.

3. In a __________ manner she removed her shoes and tiptoed up to her room.

4. When the teacher asked why the homework had not been done, he was greeted by a __________ of incredible alibis.

5. Since the boss learned that Bob associated with a known __________, he fired him.

Definitions

Match the new words with their meanings.

6. Furtive           ____ a. angry, incensed

7. Felon             ____ b. a person guilty of a major crime

8. Plethora         ____ c. unfortunate

9. Hapless          ____ d. excess

10. Irate             ____ e. secret, stealthy

Today's Idiom

Pyrrhic victory

اسم این یکی پادشاه بوده "پیروس" که یه پادشاه یونانی بوده. این بنده خدا تو یه جنگی پیروز می شه اما تلفات بسیار زیادی متحمل می شه. لذا به پیروزی که به خاطرش صدمات و خسارات بسیاری ببینیم می گویند....

=    A too costly victory (King Pyrrhus defeated the Romans but his losses were extremely heavy)

In heavy fighting the troops managed to recapture the hill, but it could only be considered a Pyrrhic victory.

92- ضمایر: ضمیرهای انعکاسی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت خوانندگان عزیز. ان شاءالله که از چنگال آنفولانزا بتوانید فرار کنید. به فرمایش حضرت عیسی علیه السلام " آکاه باشید طوفان همیشه نشانه هایش ثابت نمی ماند". این انفولانزا هم همینطوره. چند وقت پیش یکی از روستاهای چین زیر گل ولای دفن شد. این یعنی چی؟ یعنی اینکه درسته ما تو هزاره سوم میلادی هستیم. درسته ماهواره فرستادیم تا فلانجاهی آسمون عکس می گیرن، درسته از DNA و ... سر درآوردیم، درسته شبیه سازی کردیم اما پرداختن به همه اینا باعث شد یادمون بره که خدایی هم هست. یک کمی هم به خودمون برسیم یک کمی هم خودمون را بشناسیم.

در ادامه مباحث دستور زبان و ضمایر امروز نوبت ضمایر انعکاسی است یا به قول آنها   Reflexive Pronoun. این دسته ضمیرها وقتی به کار می روند که فاعل جمله با مکمل جمله یه شخص باشند بهتره بگم که فاعل و مکمل جمله به یه شخص یا یه چیز اشاره می کنند. مثلا به این جمله نگاه کنید:

Some language learners can correct themselves.

جمله با فاعل شرئع شده. فاعل جمله چیه؟ " some language learners" بعدش که یه فعل کمکی داریم و فعل اصلی که "correct" است و بعد از اون هم مفعول جمله "themselves" . عرض کنم خدمتتون که ضمایر انعکاسی عموما به عنوان مکمل جمله و یا به عنوان مفعول حرف اضافه به کار می روند. در ادامه لیست ضمیرهای انعکاسی را مشاهده می کنید.

myself                         ourselves

yourself                       yourselves

himself                        themselves                  

herself

itself

چند مثال: به این یکی جمله نگاه کنید: I don't think Jack hurt hisself when he fell.

فکر می کنید اشتباه جمله کجاست؟ بعد از فعل Hurt ما نیازمند مکمل هستیم برای جمله . و تو انگلیسی چیزی به اسم Hisself نداریم که بخواهیم استفاده کنیم. پس باید این Hisself اشتباه را پاک کنیم و جاش بنویسیم himself.

این یکی مثال چطور:         Be careful or you will hurt to you.  می گه که " مراقب باش وگرنه به خودت صدمه می زنی". می بینیم که فاعل جمله و مکمل جمله جفتشون به یه آدم اشاره دارند پس to you غلطه و جاش باید بزاریم yourself. امیدوارم از درس امروز لذت برده باشید و یاد گرفته باشید. در ادامه چند تا جمله هست که بررسی کنید غلط است یا درست. یا حق

── I had to teach myself to swim.

── Help you to whatever you like.

── An oven that cleans itself is very handy.

── Ask him to do it himself.

── They do not want to go by the selves.

── The children assembled the toy house by themselves.

── They were sitting by them next to the swimming pool.

── Judy conducted the experiment by herself.

91 - Idiom: when things go Right

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. وقتتون بخیر. امروز ان شاءالله مبحثی را شروع می کنم که خیلی وقت بود می خواستم دربارش بنویسم.استفاده از اصطلاح باعث افزایش زیبایی بیان فرد می شه. البته نمی شه اصطلاحها را به یه زبان دیگر ترجمه کرد چون ترجمش به زبان خودمونی چیز مسخره ای در می آید. اما اگر سعی بشه تا نزدیکترین معادل به اون پیدا بشه لطف زیادی داره.

البته در خود زبان اصلی هم نمی شه با توجه به تک تک معانی کلمات فهمید که منظر از اصطلاح چیه بلکه بایستی به معنای تلویحی اون عبارت پی برد و این دلیل عمده مخالفت من با تدریس مجزا و کلیشه ای اصطلاحات است. اینکه بیایم و بگیم که خوب این می شه فلان. چه فایده ای داره؟ به نظر من مدرس زبان باید این قابلیت را داشته باشه که با آماده سازی یه داستانی ، ماجرایی ذهن زبان آموزها را آماده کنه و بعد تا تنور داغه نون و بچسبونه. اینطوری چون در موقعیتش بوده و جای صحیح زبان آموز به طور قطع اصطلاح را یاد می گیره و سرجاش استفاده می کنه. اما اون روش کلیشه ای فاقد این مزایا است.

با همه این تفاسیر اینجا نمی شه اینکارها را کرد. واسه همین اینجا هم به همان روش کلیشه ای درس می دیم اما با این تفاوت که این بار موضوعی به این مبحث می پردازیم. و کاربد و معنی اصطلاح را هم انگلیسی خدمتتون ارائه می کنم. بخش اول این مبحث به اصطلاحهایی می پردازه که کاربردشون در مواقعیه که اوضاع روبراه و چرخ خوب می چرخه. یا حق

When things go right

If something or things…

1. works like a dream this means a plan succeeded absolutely perfectly

2. went according to plan this means they occurred exactly as intended

3.went/ran like clockwork this means they went smoothly with no difficulty

4.is/are up and running this means it has/ they have begun to work as planned

5.is/are falling into place this means it is/ they are on the point of starting to work well

6.is/are looking up this means they are looking very positive

 
  • Pages :2
  • 1  
  • 2  
 

 

Latest Posts

Favorites

Holy Quran

Quran

جمکران

عرفان

موعود

دانلود مقالات رایگان

Asian EFL Journal

Exam English

Dictionary

TOEFL

Directory of Open Access Journal

Iranian Journal of Language Studies

ESL Library

 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو